شبکه انديشمندان قم
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 36492
تاریخ انتشار : 1 آبان 1392 0:50
تعداد مشاهدات : 3357

غدير محور انسجام اسلامي

غدير محوري است براي وحدت و انسجام هر چه بيشتر مسلمين در حول محور آن كه در اين مختصر به برخي از نمادهاي آن اشاره مي كنيم .

 روز هيجدهم ذي حجّه، از ايام الله و از عيدهاي بزرگ اسلام و جهان تشيع است وروزي به بلنداي تاريخ اسلام؛روزي كه به تعبير روايات اسلامي عيد آل محمد ‏است. و هيچ روزى در طول سال، فرخنده‏تر و مبارك‏تر از اين روز مقدس نزد شيعيان اهل‏بيت نيست؛ چنان‌كه امام صادق (عليه السلام) مى‏فرمايد: «ان يوم غدير خم بين الفطر و الاضحى و الجمعه كالقمر بين الكواكب...»؛روزعيد غدير خم در ميان سه عيد فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگى ماه در ميان‏ ستارگان است. اين تعبير ظريف امام به اين دليل است كه خداوند مژده اكمال دين را اعلام كرد و فرمود: «امروز دين را بر شما تكميل كردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم»[1] و بديهي است كه نعمت‌‏بزرگ اسلام كه ازهر نعمتى ارزنده‏تر و گران‏بهاتر است، كامل نمى‏شود و محقق نمى‏گردد جز با ولايت على‏عليه السلام «و مانودى بشى‏ء مثل ما نودى بالولايه‏».[2]  

داستان غديربه مسائل بسيار مهمي در جهان اسلام اشاره دارد كه مهمترين آن‌ها اعلام جانشيني حضرت علي(ع) توسط پيامبر اعظم(صلي الله عليه و آله) مي باشد . چنان‌كه امام صادق (ع) درباره غدير مي‌فرمايند: عيد غدير، روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را بعنوان پرچمدار براى مردم برافراشت و فضيلت او را در اين روز آشكار كرد و جانشين خود را معرفى كرد، بعد بعنوان سپاسگزارى از خداى بزرگ آن روزه را روزه گرفت و آن روز، روز روزه دارى و عبادت و طعام دادن و به ديدار برادران دينى رفتن است. آنروز روز كسب خشنودى خداى مهربان و به خاك ماليدن بينى شيطان است.[3

 

‌أ)       تواتر در بيان غدير

جانشيني اميرمؤمنان(ع) واقعه‌اي نيست كه فقط شيعيان آن را بيان كرده باشند، بلكه بسياري از علماي اهل تسنن آن را پذيرفته و بيان و نقل نموده‌اند به خصوص واقعه غدير و خطبه معروف پيامبر اعظم(ص) كه فرمودند:«فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَليٌّ مَوْلاهُ» در آن، مورد اجماع و اتفاق جميع مسلمانان شيعه و سني است و جايگاه ويژه‏اي در نصوص ديني و ادبيات و اشعار مسلمانان اعم از عرب و غير عرب دارد. در متون اسلامي هيچ روايتي به اندازه اين واقعه به حد فوق تواتر نرسيده است و احدي را ياراي ترديد در آن نيست.

در ميان صحابه پيامبر(ص) 110 نفر و از تابعين 89 نفر آن را نقل كرده‏اند و طبقات راوي آن، به 360 نفر رسيده است. شاعران بسياري نيز اين جريان را به نظم آورده‏اند. از اهميت اين واقعه، همان بس كه علامه اميني يازده جلد كتاب ارزشمند «الغدير» را پيرامون اين حادثه به نگارش درآورده است.

مهم‌ترين نقطة اختلاف بين مذاهب شيعه و سني، جانشيني پيامبر اكرم(ص) است و اهميت غدير از آن رو است كه كه مي‌تواند اختلاف بين شيعه و سني را جداي از هر گونه تعصب و كينه از بين بِبَرد. و امت يكپارچة اسلامي را هويدا گرداند و به راستي كه اگر همه مسلمانان بر اين مسئله اتفاق مي‌نمودند و به حبل متين در غدير به عنوان « حبل الله » چنگ مي‌زدند اين همه اختلافات كه اكنون در ميان ايشان رايج است وجود نداشت.

‌ب)  مراجعه به اهل‌بيت(ع)، راهي به انسجام

در قرآن‌كريم ، در كنار دعوت اكيد مسلمانان به انسجام اسلامي و چنگ زدن به ريسمان الهى[4] ، از آنان خواسته شده تا به‌سان پيروان اديان پيشين كه به پراكندگى فرقه‌اى دچار شده‌اند، پراكنده‌نشوند چنان‌كه مي فرمايد :« و مانند كسانى نباشيد كه بعد از آنكه دلايل روشن برايشان آمد، باز هم اختلاف كرده و پراكنده شدند و آنان برايشان عذابى بزرگ است»[5]. بدين سبب قرآن از اهل‌بيت(ع)با عنوان «اُولىِ الأمر» ياد‌كرده و اطاعت آنان را در جهت اطاعت خدا و رسول و سخن آنان را حجّت دانسته است[6] و مي‌فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خدا را اطاعت كنيد و از رسول و اولى الامر خود (جانشينان پيامبر) اطاعت كنيد. پس اگر درباره چيزى نزاع كرديد آن را به حكم خدا و پيامبر ارجاع دهيد[7] ؛ بدين سبب از مسلمانان خواسته است تا در موارد اختلاف ميان خود يا فهم دين، به آنان مراجعه كنند: در حالى كه اگر آن را به پيامبر و پيشوايان- كه قدرت تشخيص كافى دارند- بازگردانند، از ريشه‏هاى مسائل آگاه خواهند شد آن‌گونه كه مي‌فرمايد: «ولَو رَدّوهُ اِلَى الرَّسولِ واِلى اُولِى الاَمرِ مِنهُم لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَستَنـبِطونَهُ مِنهُم»[8]

‌ج)    اهل بيت، ثقل اصغر

در روايت ثقلين اهل بيت در جايگاه ثقل اصغر معرفي شده اند؛ چنا‌ن‌كه پيامبر اعظم (ص) مي فرمايند: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ وَ هُوَ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِي عِتْرَتِي »[9] اين معرّفى نقش مؤثّر آنان در ايجاد و حفظ يگانگى بوده است; چنان‌كه هشام‌بن‌حكم در حضور امام صادق(ع) در مناظره‌اى با مرد شامى، ضرورت وجود امام را براساس ناكافى بودن قرآن و سنّت در رفع اختلاف ثابت كرد[10] در برخى از روايات نيز مقصود از ريسمان مردمى در آيه «...‌اِلاّ بِحَبل مِنَ اللّهِ و حَبل مِنَ‌النّاسِ» درآيه 112 سوره آل‌عمران على(عليه السلام) يا امامان(ع)معرّفى شده است[11].

‌د)      غدير همپاي رسالت پيامبر(ص):

   غدير، اساسِ عقيده بر ولايت اميرمؤمنان و فرزندان معصوم او به عنوان جانشينان پيامبر(ص) و نيز خلفاي خداوند بر روي زمين است كه در قرآن كريم از عظمت ويژ‌ه‌اي برخوردار است. خداي متعال در قرآن، اهميت اين واقعه را چنان بيان مي‌دارد كه هر مسلماني را به شگفتي وامي‌دارد. خداوند در كلام خويش، خطاب به پيامبر گرامي اسلام مي‌فرمايد: كه اگر ولايت اميرالمؤمنين(ع) را اعلام نكند، همانند اين است كه زحمات طاقت‌فرساي خود را در جهت انجام رسالت بر باد داده و نبوت خويش را به پايان نبُرده است! و البته، خداوند او را از شرّ كساني كه با اين امر مخالف هستند و نمي‌خواهند كه علي(ع) جانشين پيامبر گردد، محافظت خواهد نمود. آنجا كه مي‌فرمايد:«وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ»؛ و اگر (اعلام جانشيني علي(ع) را) انجام ندهي، پس رسالت او را به انجام نرسانده‌اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي‌كند»[12]

اين است رمز کلام باقر العلوم آل محمد (ع) که فرمود «و لم يناد بشي‏ء ما نودي بالولاية يوم الغدير؛ در ميان احکام اسلامي هيچيک به اندازه ولايت روز غدير مهم شمرده نشده است‏».[13]

‌ه)      غدير، روز راندن شيطان

در معارف قرآن گذشته از رذيلت‌هاى اخلاقى كه به نوعى به شيطان باز‌مى‌گردد، به استناد برخى آيات، بسيارى از ستيزها و تفرقه‌ها از دخالت بدون واسطه يا با واسطه شيطان ناشى مى‌شود[14]؛ چنان‌كه از نگاه قرآن، شيطان از رهگذر شراب‌خوارى و قمار درصدد ايجاد دشمنى ميان مردم است؛ «اِنَّما يُريدُ الشَّيطـنُ اَن يوقِعَ بَينَكُمُ العَدوةَ والبَغضاءَ»[15] امام علي(ع) در حديث مفصلي با عنوان خطبه غديريه كه درباره معرفى روز غدير و بيان عظمت و شكوه آن است اين روز را روز راندن شيطان مي داند «يوم دحر الشيطان». «دحر» بر وزن «دهر» به معناى راندن است.(.صحاح اللغة، مادّه )«دهر»در روز غدير با كامل شدن دين، شيطان نيز براى دومين بار رانده شد، شيطان كه از دين كامل و حقيقت ايمان دل خوشى ندارد، دوست مى داشت دين، ناتمام و ابتر بماند و به كفار وعده مى داد كه با مرگ پيامبر(ص) نفس راحتى مى كشند، با واقعه غدير، وسوسه‌ها، توطئه‌ها و نقشه‌ها، نقش بر آب شد و همان‌گونه كه كافران مأيوس و نوميد شدند«اليوم يأس الذين كفروا من دينكم »[16]، شيطان نيز مأيوس و رانده درگاه الهى شد؛ همو كه راضى به خلافت انسان براى خدا نبود و با سجده نكردن طرد و رجم شد، راضى به خلافت على(ع) براى پيامبر(ص) نيز نبود و از اين رو مدحور گرديد. از اين روست كه در حديثى از امام رضا(ع) مى خوانيم كه فرمود: «يوم مرغمة الشيطان.»[17]

‌و)     امنيّت و آرامش، دستاورد غدير

مهم‌ترين دستاورد اتّحاد در همه انواع آن، حفظ صلح، آرامش و امنيّت و دور ماندن از جنگ و خون‌ريزى و جدايى است، زيرا اتّحاد در جامعه جهانى، حسّ نوع‌دوستى و هم‌كارى متقابل را تقويت مى‌كند و همه فتنه‌هاى اجتماعى را كه از برترى‌جويى نژادى ناشى است، از بين مى‌برد؛ چنانكه اتّحاد پيروان اديان آسمانى، از تنش ميان آنان كاسته و اتّحاد ميان مؤمنان، زمينه درگيرى را مرتفع مى‌سازد. قرآن از تفرقه، به كرانه گودال آتش جنگ ياد‌كرده كه اتّحاد، خطر فرو افتادن در چنين گودالى را بر طرف مى‌سازد[18] و می فرماید: « و شما بر لبِ حفره‏اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد.

حضرت علي (ع)در خطبه غديريه خويش غدير را روز آسايش و آسودگى خوانده، مي‌فرمايد: «هذا يوم الامن و المأمون». همچنين در همين خطبه فرمود: «واقر عين نبيه والمؤمنين والتابعين»، افزون بر اين كه خداوند براى پيامبر(ص) نسبت به پيامدهاى غدير، امنيت و آسايش را تضمين كرد: «وضمن له عصمته منهم» كه از اين جهت نيز غدير روز آسودگى است.

‌ز)     تكامل دين در غدير:

     غدير، منزلگاهي است براي تكامل آييني كه پيامبر خدا(ص) آن را از غار حرا آغاز نمود و در كنار بركة آسماني اين سرزمين، به اوج خويش رساند. و خداوند نيز نعمت جاودانه خويش، يعني اسلام را كه تا آن هنگام به وسيله پيامبر(ص) به مردم رسانده بود در اين واقعه كامل نموده و پرچم پيروز آن را به علي(ع) مي‌سپارد تا دين را به او كامل گرداند. و بدين ترتيب جانشين پيامبر(ص) در تمام امورات دين و دنياي مردم گردد، و حاكم بر آنها گرديده، زمام امور را در دست گيرد.

   آري! و به راستي همان گونه كه پيامبر را خداوند انتخاب مي‌كند تا اسلام را از جانب او بياورد، بر خداوند است كه جانشين پيامبر را نيز خود انتخاب نمايد تا آيينش را تكامل و استمرار بخشد. و اگر اين گونه نباشد اسلام فقط براي دوران حضور پيامبر خوب مي‌باشد و بس. و ديگر شرط جاودانگي اسلام از بين خواهد رفت. از اين رو است كه خداوند دين، بدون ولايتِ جانشين پيامبر را ناقص معرفي مي‌كند و در كتاب جاودانه خويش از اين حقيقت پرده برمي‌دارد. در آنجا كه مي‌فرمايد:«ألْيَوْمْ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينًا»؛امروز (روز غدير) دينتان را برايتان كامل كردم و نعمتم رابر شما تمام نمودم و راضي شدم كه دين شما اسلام باشد» [19]

‌ح)   تأكيد پيامبر اكرم(ص) بر بزرگداشت غدير

    يكي ديگر از اموري كه اهميت غدير را به حقيقت جلوه‌گر ساخته و موجب شده تا اين واقعه هرگز از اذهان مؤمنين و معتقدين به پيغمبر اكرم(ص) خارج نشود، بيانات خود پيغمبر(ص) چه در خود غدير و چه بعد از آن مي‌باشد. و نيز آنجا كه پيامبر(ص) به اميرالمؤمنين(ع) وصيت مي‌كند كه اين روز را عيد بگيرد.[20] و دستور پيامبر(ص) بر اين كه: حاضران در آن روز، بايد پيام غدير را به غايبان برسانند. و نيز آن كه، آن روز را بزرگ‌ترين عيد امّت اسلام قرار دادند و فرمودند:«أفْضَلُ أعْيادِ أُمَّتي الْغَدير»؛ بزرگترين عيد امّت من، عيد غدير است»[21]

سخن آخر

غدير، در عين اين كه پرچم جاودان هدايت و چشمة زلال ايمان است كه پيوسته مؤمنين را در طول تاريخ سيراب نموده، مرزهاي تاريخي و جغرافيايي را نيز در نورديده و بندگان مؤمن خداوند را به يكديگر متصل نموده است و تا ابد اين پيام را به همگان مي دهد كه ؛ يَأَيهَُّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ  وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ  وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ  إِنَّ اللَّهَ لَا يهَْدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِين؛ «اى پيامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است‏به مردم برسان واگر نرسانى رسالت‏خداى را بجا نياورده‏اى وخداوند تو را از گزند مردم حفظ مى‏كند»[22] .



[1] . «اليوم اكملت‏لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا»؛ المائدة /3

[2] . عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ مَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ ؛ وسائل‏الشيعة ج : 1 ص : 18 - الكافي ج : 2 ص : 18

[3] . قال ابو عبد الله(عليه السلام): ... و انه اليوم الذى اقام رسول الله(ص) عليا(ع) للناس علما و ابان فيه فضله و وصيه فصام شكرا لله عزوجل ذلك اليوم و انه ليوم صيام و اطعام و صلة الاخوان و فيه مرضاة الرحمن، و مرغمة الشيطان؛ وسائل الشيعه،ج 7،ص 328، ضمن حديث 12.

[4] . واعتَصِموا بِحَبلِ اللّهِ جَميعـًا و لاتَفَرَّقوا» ؛ و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد؛  آل‌عمران/103

[5] . وَ لَا تَكُونُواْ كاَلَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَ اخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ  وَ أُوْلَئكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيم؛ آل عمران/105

[6] . دايرةالمعارف قرآن كريم،ج2،ص88

[7] . «اَطيعُوا اللّهَ و اَطيعُواالرَّسولَ و اُولِى‌الاَمرِ مِنكُم؛نساء/4،‌59

[8] . نساء/‌83

[9] . بحارالأنوار، ج 23، ص  108،   باب 7- فضائل أهل البيت ع و النص علي

[10] .  الكافى، ج1، ص172; الصراط‌المستقيم، ج1، ص89; بحارالانوار، ج‌24، ص‌85.

[11] . دايرةالمعارف قرآن كريم،ج2،ص88

[12] . مائده/ 67 

[13] . اصول کافي، ج 2، ص 21، باب‏دعائم‏الاسلام،حديث‏8.

[14] . دايرة المعارف، ج 2، ص

[15] . مائده/5،91

[16] . مائده/3

[17] . مسندالامام الرضا(ع)، ج2، ص18-34. مسند الامام الرضا(ع)، ج2، ص18-35. همان، ص20

[18] . دائره المعارف قرآن كريم ، مركز فرهنگ و معارف دفتر تبليغات اسلامي قم،ج2 ،ص 75.

[19] . مائده/ 3

[20] . عوالم ج 3 ص 211

[21] . عوالم ج 3 ص 208

[22] .  مائده: 67


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :