شبکه انديشمندان قم
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 32305
تاریخ انتشار : 31 مرداد 1392 11:55
تعداد مشاهدات : 1900

شرايط كارگزاران حكومتي در قرآن و حديث

در اين نوشتارسعي شده است بعضي از معيارهاي كارگزاران جامعه اسلامي از نظر قرآن و احاديث ارائه گردد تا با تأسي به فرامين الهي بتوانيم كساني را انتخاب كنيم كه از معيارهاي اسلامي برخوردار بوده، بتوانند مملكت اسلاميمان را به اعتلاء و پيشرفت برسانند. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.

1. تعهد و تخصص

از منظر آيات و روايات دو اصل تخصص و تعهد براي پذيرش مديريت در جامعه لازم و ملزوم يكديگر و غيرقابل انفكاك اند و از مهم ترين شرايط كارگزار از ديدگاه قرآن محسوب مي شوند؛ چنانكه در داستان حضرت موسي وقتي يكي از دختران حضرت شعيب(ع) حضرت موسي را براي استخدام انتخاب كرد دليل آن را اين گونه بيان مي كند كه: «پدر، موسي را استخدام كن، چرا كه بهترين كسي را كه مي تواني استخدام كني، كسي است كه قوي و امين باشد.»(3) در جمله كوتاهي كه در آيات فوق از زبان دختر شعيب در مورد استخدام موسي آمده، مهم ترين و اصولي ترين شرايط مديريت به صورت كلي و فشرده خلاصه شده است و آن قدرت و امانت است.(4)
بديهي است منظور از قدرت تنها قدرت جسماني نيست، بلكه مراد توانايي بر انجام مسئوليت است. يك مدير قوي كسي است كه حوزه مأموريت خود را به خوبي بشناسد، از انگيزه ها با خبر باشد، در برنامه ريزي مسلط و از ابتكار عمل كافي و در تنظيم كارها مهارت لازم را داشته باشد، هدف ها را روشن كند و نيروها را براي رسيدن به هدف بسيج نمايد.(5)
در داستان حضرت يوسف نيز گفته وي كه فرمود: «مرا بر خزانه هاي اين سرزمين بگمار، زيرا من نگهباني دانا هستم.»(6) علاوه بر اينكه حاكي از توان و دانش يوسف (ع) بر امور ياد شده است، جمله «اني حفيظ عليم» دلالت بر اين نيز دارد كه در اين آيه دانش و توان، دو شرط اساسي براي مديريت و تصدي وزارت ذكر شده مي باشد و نيز تعهد بدون تخصص و دانش، و نيز تخصص بدون تعهد، كارساز نيست.(7)
كسي كه علم و آگاهي لازم در زمينه مسئوليت محوله را ندارد، هر چه بيشتر سعي و تلاش نمايد، بيشتر باعث ضرر و زيان به زير مجموعه خويش خواهد شد و منابع انساني و مادي را به هدر خواهد داد.
امام صادق(ع) در اين باره اين گونه مي فرمايد: آن كه بي بصيرت عمل مي كند، به كسي ماند كه به بيراهه رود و شتاب و تلاش او در حركت جز دوري از مقصد و هدف برايش نخواهد داشت.(8)
سپردن مديريت ها به كساني كه داراي تخصص لازم هستند به معناي حركت مديريت و راهبري جامعه در مسير روشن و بدون انحراف براي رسيدن به اهداف مورد نظر خود و جامعه مي باشد؛ چنان كه حضرت امير مي فرمايند: «آنكه با بصيرت و آگاهي كافي عمل كند، به كسي مي ماند كه در راه روشن قدم برمي دارد.»
از ديدگاه و منظر دين، مسئوليت ها بايد به كساني واگذار شود كه علاوه بر تعهد، تخصص و دانش لازم براي انجام دادن مسئوليت را داشته باشد. در تفسير نمونه ذيل آيه 26 سوره قصص آمده است كه: آنها كه در سپردن مسئوليت ها و كارها تنها به امانتداري و پاكي قناعت مي كنند، به همان اندازه در اشتباهند كه براي پذيرش مسئوليت، داشتن تخصص را كافي مي دانند.

2. ساده زيستي

يكي ديگر از ويژگي هاي مهم كارگزاران نظام اسلامي ساده زيستي است. ساده زيستي و دوري از تجمل گرايي يكي از ارزشهاي پذيرفته مكتب انبياء است. از اين رو رهبران الهي ساده زندگي مي كردند و ديگران را به اين امر دعوت مي كردند. در اين باره قرآن در آيات 8 تا 10 سوره فرقان ساده زيستي و دوري از زندگي مرفه و كاخ نشيني را زندگاني شايسته و بايسته براي رهبران جامعه اسلامي معرفي مي كند.(9)
همچنين در آيه 131 سوره طه بر لزوم پرهيز رهبران الهي، از دنياطلبي و توجه به دنياگرايان تأكيد مي كند(10) و مي فرمايد: «و هرگز چشمان خود را به نعمت هاي مادي، كه به گروه هايي از آنان داده ايم، ميفكن! اينها شكوفه هاي زندگي دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و روزي پروردگارت بهتر و پايدارتر است!»(11) امام صادق(ع) مي فرمايد: «پيامبر اكرم(ص) در حالي دنيا را ترك كرد كه هيچ درهم و ديناري باقي نگذاشتند.»(12) و در جاي ديگر مي فرمايند: پيامبر (ص) مانند بردگان مي خوردند و مانند بردگان مي نشستند روي زمين مي نشستند و روي زمين مي خوابيدند.»(13)
با توجه به اين اصل است كه علي(ع) عثمان بن حنيف استاندار بصره را به خاطر شركت او در مجلسي كه فقيران حضور ندارند و از غذاهاي رنگارنگ استفاده شده، مذمت كرده چنين مي فرمايد: «... امام و رهبر شما از دنيا به جامه و از غذا به دو قرص نان اكتفا كرده است.»
اگر بخواهم مي توانم غذاي خويش را از عسل مصفا و مغز گندم و لباس خويش را از ابريشم قرار دهم...
چگونه ممكن است هواي نفس بر من غلبه كند و مرا به سوي انتخاب بهترين خوراكها بكشاند در صورتي كه شايد در حجاز يا يمامه افرادي باشند كه اميد همين يك قرص نان را هم ندارند و دير زماني است كه شكمشان سير نشده است؛ آيا سزاوار است شب را با سيري صبح كنم در صورتي كه در اطرافم شكمهاي گرسنه و جگرهاي سوزان قرار دارد؟...» (14)
امام راحل شاگرد ممتاز مكتب پيامبر نيز با پيروي از قرآن مي گويد: «رئيس جمهور و وكلاي مجلس از طبقه اي باشند كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند نه از سرمايه داران و زمين خواران و صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخي محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمي توانند بفهمند.» (15)

3. سعه صدر

يكي از ويژگي ها و صفات مهم كارگزاران سعه صدر است؛ سعه صدر كه از جمله الطاف خداوند است و شخص را قوي، صبور و توانا مي كند تا در خواسته هاي خود موفق شود (16)، و اين امر باعث شده كه از صفات ضروري كارگزاران محسوب شود. قانون گذاري؛ مهم ترين وظيفه قوه مقننه، كار پيچيده اي است و هر قدر كاري پيچيده تر باشد مشكلات آن افزون تر و آفاتش بيشتر است؛ به همين دليل، نمايندگان بايد داراي حوصله زياد و ظرفيت كافي در رويارويي با مشكلات باشند.
در قرآن درباره پيامبر اعظم(ص) آمده است: «الم نشرح لك صدرك؛ آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم» (17) كه مراد از شرح صدر رسول خدا(ص) گستردگي و وسعت نظر وي است، به طوري كه ظرفيت تلقي وحي و نيز نيروي تبليغ آن و تحمل ناملايماتي كه در اين راه مي بيند را داشته باشد (18) و همچنين حضرت موسي به هنگامي كه دعوت خود را شروع مي كرد، اولين خواسته اش از خداوند شرح صدر بوده است؛ چنان كه مي فرمايد: «قال رب اشرح لي صدري؛ پروردگارا! سينه ام را گشاده كن» (19) كارگزاران نبايد در مقابل انتقاد مخالفان تحمل خود را از دست داده، عجولانه قضاوت كنند و آنان را سركوب كنند، بلكه با سعه صدر به انتقاد آنان توجه كرده، حقايق را قبول كنند، كه روح انتقادپذيري صفتي پسنديده است. همچنين بايد كارگزاران در قبال خواست هاي مشروع مردم و رسيدگي به مشكلات آنان پرحوصله بوده و همت بلند داشته باشند. چنان كه حضرت علي(ع) رمز موفقيت كارگزاران را سعه صدر دانسته، مي فرمايد: «اله الرياسه سعه الصدر؛ وسيله رياست و حكمراني سعه صدر است» (20)
آن حضرت(ع) خطاب به مالك اشتر در خصوص رعايت صفت سعه صدر فرمود: «آنگاه از آنان (مردم) خشونت و ناتواني در سخن را تحمل كن و كم حوصلگي و بي اعتنايي را واگذار.» (21)

4. حسن معاشرت

از ديدگاه اسلام كارگزاران خدمتگزاران مردم هستند، نه ارباب آنان. از اين رو بايد نحوه رفتار و معاشرت آنان با مردم، بر اساس عناصر ارزشي اسلام باشد. كارگزار حكومت اسلامي نيز بايد از عناصر مهم اخلاقي همچون تواضع، حسن خلق، مهر به مردم و... بهره مند باشد؛ چنان كه در قرآن خطاب به رسول اكرم(ص) ضرورت خوش خلقي، نرمش و رأفت رهبران الهي با مردم بيان شده و سنگدلي و خشونت آنان را موجب پراكندگي مردم از پيرامونشان مي داند (22) و مي فرمايد: «به (بركت) رحمت الهي، در برابر آنان ]مردم[ نرم (و مهربان) شدي! و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو، پراكنده مي شدند. پس آنها را ببخش و براي آنها آمرزش بطلب! و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامي كه تصميم گرفتي، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.» (23)
بنابر همين اصل حضرت علي(ع) به كارگزاراني همچون محمدبن ابوبكر و مالك اشتر توصيه مي كند كه با مردم بر اساس مهر، عاطفه، عفو و تواضع برخورد كنند؛ چنانكه خطاب به محمدبن ابوبكر فرمود: «با آنان فروتن باش و نرمخو و هموار و گشاده رو...» (24)
همچنين خطاب به مالك اشتر فرمود: «... دل خويش را با مهر به رعيت سرشار ساز و به آنان محبت نموده و لطف نما. براي آنان درنده اي خونخوار مباش كه خوردنشان را غنيمت شماري! چه رعيت دو دسته اند: يا برادر ديني تواند، يا در آفرينش با تو برابر و همانندند كه از آنان لغزش (و گناه) سر مي زند و دستخوش انحراف مي شوند و خواسته و ناخواسته دستشان به ناروا و خطا آلوده مي گردد. پس آنان را مورد عفو قرار داده و از گناهشان درگذر...» (25)
امام موسي بن جعفر(ع) نيز در حديثي مي فرمايد: «سلطان عادل به منزله پدر مهربان است پس دوست بداريد براي او آنچه را كه براي خود دوست مي داريد و ناخوش داريد براي او آنچه را براي خود ناخوش داريد.» (26)

5. عدالت و ظلم ستيزي

از مهمترين اوصافي كه در فرماندهي و مدير نهايت لزوم را دارد، «پيراستگي از هرگونه تبعيض و ظلم» است. در قرآن مجيد يكي از اهداف بعثت انبياء برقراري عدالت بيان شده است و با صراحت همه مسلمانان را مخاطب قرار داده، دعوت به اقامه كامل عدل مي كند. «يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله ولو علي انفسكم او الوالدين و الاقربين» نسا135.]اي كساني كه ايمان آورده ايد! كاملا قيام به عدالت كنيد! براي خدا شهادت دهيد، اگرچه (اين گواهي) به زيان خود شما، يا پدر و مادر و نزديكان شما بوده باشد![
به اين ترتيب قرآن كريم، هر نوع ملاحظه كاري را در زمينه اجراي اصول عدالت، حتي در مورد نزديك ترين نزديكان، ممنوع مي شمارد.
نمايندگان نيز به علت وظيفه خطيرشان هم بايد عادل باشند و هم مساوات نگر تا هيچ گاه از مسير عدالت منحرف نشده و در سياستگذاريهاي كشور عدالت را رعايت كنند. چه بسا به خاطر عدم رعايت عدالت، حق محرومي ضايع شده و انساني بي گناه به پاي دار برود. حضرت علي(ع) درباره كارگزاران برتر مي فرمايد: برترين كارگزاران كساني هستند كه نام و خاطره اشان به عدل ياد شود. (27)
عدالت در بعد حقوق و قانونگذاري كه از وظايف مهم نمايندگان است در حكومت علوي به معناي جلوگيري از استنباط تبعيض آميز از قانون بود، زيرا اگر اين جريان در اسلام رشد مي كرد و وجهه شرعي به خود مي گرفت خطري بس بزرگ بود. از جمله مواردي كه در اين رابطه مي توان برشمرد، اقدام خوارج بود كه با سوءاستنباط از آيات قرآني، نظامي حقوقي را ترسيم كردند كه اشخاص گناهكار در زمره كافران قرار گرفته و براساس آن از حقوق اجتماعي خود محروم شوند. و امام علي(ع) در برابر چنين استنباط هاي ناروايي ايستاد و در رد خوارج به سيره نبوي استدلال كرد. (82)

6. امانت داري

در منطق قرآن امانتداري، از ملاك هاي استخدام و به كارگيري افراد مي باشد(92)، چنان كه مي فرمايد: «قالت احداهما يا ابت استاجره ان خير من استاجرت القوي الامين، يكي از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام كن، زيرا بهترين كسي را كه مي تواني استخدام كني آن كسي است كه قوي و امين باشد.»(03)
در سوره مبارك يوسف نيز بر لزوم امانتدار بودن كارگزاران حكومت تاكيد شده، مي فرمايد:« قال اجعلني علي خزائن الارض اني حفيظ عليم.»(13)
«حفيظ» در اين آيه، به معناي نگه دارنده وديعه است.(23) گفتني است از اين كه يوسف(ع) براي رسيدن به مقام خزانه داري، از خود به صفت «حفيظ» و «عليم» ياد مي كند، استفاده مي شود كه كارگزار حكومت، بايد امين باشد.(33)
پيامبر اعظم(ص) نيز در اين مورد مي فرمايد:حكومت در دست كارگزار، امانت است و آن در روز قيامت مايه خواري و پشيماني است، مگر اين كه كسي آن را به حق و از راه مشروع تصاحب كند، و به وظيفه خويش عمل نمايد.(43)
حضرت علي (ع) نيز در نامه اي به اشعث بن قيس «استاندار آذربايجان» نوشت «فرمانداري براي تو وسيله آب و نان نيست، بلكه امانتي است كه به عهده ات واگذار شده است» (53) اين سخن امام نشان مي دهد كارگزاران بايد نسبت به مقام و منصب خويش به چشم امانت بنگرند و در اين صورت بايد امانت داران خوبي باشند، به همين دليل، وقتي به آن حضرت خبر رسيد كه يكي از كارگزارانش از مقام خود سوءاستفاده كرده است، برايش اين گونه مي نويسد:«از تو به من خبري رسيده است، اگر چنان كرده باشي، پروردگار خود را به خشم آورده و امام خود را نافرماني كرده و امانت خود را از دست داده باشي.»(63)

7. قاطعيت وشجاعت

نمايندگان مجلس در راس هرم قانونگذاري كشور قرار دارند و بنابر مسئوليتي كه بر عهده دارند مركز ثقل انديشه ها و طرح ها و پيشنهادها هستند، از اين جهت به لحاظ موقعيت خود به اراده و نيرو نياز دارند. آن ها بايد پس از بررسي تمام جوانب، تصميم قاطع بگيرند و هر نوع ترديد و دو دلي را كنار بگذارند و با اعتماد به عنايت الهي، نظر خود را صادر نمايند.
قرآن كريم بر لزوم قاطعيت و صلابت رهبري، پس از مشورت و تصميم نهايي خويش، در مقام اجرا (73) تاكيد كرده، مي فرمايد:«... هنگامي كه تصميم گرفتي، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.»(83)
همچنين در قرآن سفارش شده است كه مومنان در مقابل دشمنان احساس ترس نكرده و در برابر ملامت سرزنش كنندگان تسليم نشوند: «فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مومنين، ... پس اگر ايمان داريد از آنان نترسيد و فقط از (مخالفت) من بترسيد.»(93)
امام علي(ع) شك و ترديد بي مورد را نهي كرده و مي فرمايد: «علم خود را به جهل و يقين خويش را به شك تبديل نكنيد، وقتي دانستيد عمل كنيد و زماني كه يقين كرديد، اقدام نماييد.»(04) و در يكي از سخنان خود چنين مي فرمايد: «سستي ها را با اراده نيرومند از خود دور كنيد».(14)
در حوزه فرهنگ سياسي امام علي(ع)، زمامدار و دولتمردان اسلامي بايد قاطع و شجاع باشند تا با انجام وظايف خود به اهداف بلند اسلام دست يابند. از اين رو است كه علي(ع) به مالك اشتر دستور مي دهد كه كسي را به عنوان فرمانده سپاه برگزيند كه قاطع و شجاع باشد:«... ثم اهل النجده و الشجاعه و السخاء و السماحه...؛ فرماندهي را برگزين كه دلاور، سلحشور، بخشنده و بلندنظر باشد.»


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :